تبلیغات
چهارده خورشید

چهارده خورشید
قالب وبلاگ
نویسندگان

عواملی به معاویه کمک کرد تا بتواند به این نقطه یعنی صلح برسد. بالاترین عامل این بود که امام حسن مجتبی(ع) نیروی مناسب برای مقابله با معاویه را در اختیار نداشت و اکثر کسانی که پیرامون امام حسن(ع) بودند درباره ادامه نبرد با شام، بی‌انگیزه بودند.
نیروهایی که در اطراف امام مجتبی(ع) بودند را می توان به سه دسته عمده تقسیم کرد :
دسته نخست یاران واقعی و بسیار اندک بودند، دسته دوم آنهایی بودند که با انگیزه دنیایی می‌جنگیدند یعنی در نبرد به دنبال یافتن پول بودند، دسته سوم که با انگیزه دینی مبارزه می‌کردند اما حق را به درستی نمی‌شناختند در نظر آنها میان اینکه آیا امام حسن مجتبی(ع) بر حق است با معاویه، تردید وجود داشت و در واقع این گروه، تفاوتی میان امام حسن(ع) و معاویه قائل نبودند.
عموم افرادی که در اطراف امام مجتبی(ع) حضور داشتند، در حقیقت تربیت شده‌های مکتب امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) نبودند بلکه تربیت شده فرهنگ عمومی بودند که نسبت به معاویه، توقع خلافت جانشینی از خلفای قبلی را داشتند بنابراین اعتقادی به امامت و عصمت امام حسن مجتبی(ع) نداشتند اما از باب اینکه ایشان فرزند رسول خداست و اینکه انسان خوبی است امام را قبول داشتند اما از طرف دیگر معاویه را نیز آدم خوبی می‌دانستند.
دسته‌ای که برای پول کار می‌کردند تعداد فراوانی بودند از این رو هر جا پول بیشتری وجود داشت همان جا می‌رفتند لذا معاویه نیز در شام از پول بیشتری بهره می‌برد و از هر نوع، پولی برای دستیابی به هدف بهره می‌برد؛ برخلاف جبهه امام حسن(ع) که نه از هر پولی بهره می‌برد و نه اینکه در راه رسیدن به مقصد، هر طور که می‌خواست، پول هزینه نمی‌کرد و بر این اساس دست معاویه پر از نیرو بود.
هر مأموریتی را که به نیروهای پولی بسپاریم آن را انجام می‌دهند، از این رو معاویه توانست در شام، افراد را با پول بخرد و بدین وسیله فضا را برای ترور امام حسن مجتبی(ع) آماده کند در نتیجه، ادامه نبرد با معاویه به گونه‌ای رقم خورد که به طور کلی حق از بین می‌رفت. بنابراین می‌توان گفت مهمترین کاری که معاویه در این زمینه انجام داد این بود که به گونه‌ای در اقدامات امنیتی و تبلیغاتی، مهره چینی کرد که ادامه نبرد از سوی امام حسن(ع) با او مساوی بود با از بین رفتن قدرت حق.
اگر یهود بخواهد در کوفه مؤثر باشد باید ابتدا بر روی معاویه اثر گذارد و از آنجا که می‌دانیم سیستم یهود، سیستم بسیار پیچیده و پنهان‌کاری است در نتیجه اگر بخواهیم به خط نفوذ او در شام پی ببریم باید علائمی را در این زمینه به دست آورد.
«سرجون» (Sir John) همان فردی است که وقتی معاویه مرد و یزید جانشین او شد درباره استانداری کوفه به یزید مشاوره داد و گفت: آیا اگر نظر پدرت را بدانی، نظرت را درباره استانداری کوفه عوض می‌کنی و بعد گفت: «اگر پدرت زنده بود عبیدالله بن زیاد را استاندار کوفه می‌کرد.» توجه کنید که تا چه اندازه سرجون به معاویه نزدیک است!
سؤال اساسی این است که سرجونی که به مسیحیت شهرت دارد در دستگاه خلافت معاویه چه می‌کند. مسیحیت در قرآن با عنوان «نصاری» به ما معرفی شده است و قرآن کریم یهود را دشمن درجه یک مؤمنان ذکر می‌کند و دشمنی نصاری را در مرتبه سوم قرار می‌دهد، یعنی اول یهود، سپس مشرکان و بعد مسیحیان. در حالی که ما در درون کاخ معاویه بالاترین عداوت را علیه مؤمنان می‌بینیم.
در آن زمان شاخصی بالاتر از امام حسن مجتبی(ع) وجود نداشت، با توجه به این نکته می‌توان پی‌برد که آقای سرجون، مسیحی نبود و به دروغ اعلام می‌کردند که او مسیحی است و از آن جا می‌توان به این مسئله پی برد که یک جریان اصلی سومی در تاریخ وجود داشته که این زمینه‌سازی‌ها، برنامه‌ریزی و کارکرد‌ها از آن مغز متفکر به دستگاه خلافت سریان پیدا می‌کرد.

حجت‌الاسلام طائب کارشناس تاریخ اسلام

منبع : فارس




طبقه بندی: امام حسن(ع)، 
[ جمعه 20 بهمن 1391 ] [ 01:20 ] [ مشکان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


خداوند اراده فرموده است که هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت برطرف کند و شما را پاک و مطهر گرداند(احزاب /۳۳)

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب